برخي کاربردهاي «مردن» در فرهنگ ما

۱) بميرم برايت: خيلي دلم برايت مي سوزد.

 ۲) مي ميرم برايت: به شما علاقه مند هستم.

 ۳) مي مردي؟: چرا فلان کار را انجام ندادي؟

 ۴) مردي؟: چرا جواب نمي دهي؟

 ۵) نمرديم و...: بالاخره اتفاق افتاد.

 ۶) مرديم تا...: خيلي صبر کرديم.

 ۷) مردني: نحيف و لاغر!

 ۸) مردم: خسته شدم!

 ۹) من بميرم؟: راست مي گي؟

سوژه هاي داغ وطني


ما بچه بودیم یه بازی بود به نام :

«همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» …

صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !

.

.

.

خدایا

مارو ببخش که در کار خیر

یا “جار” زدیم…

یا “جا” زدیم…

.

.

.

تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا

دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی

.

.

.

امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تومان .

یه ده هزار تومنی داد! سه تا پنج هزار تومنی داد!

پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری!

یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!

طفلی خودشو کشت ۵۰ تومن منو جور کرد!

.

.

.

سعی نکن به یک خوک آواز خواندن یاد بدهی

هم وقت خودت را هدر می دهی و هم خوک را اذیت می کنی !

(مارک تواین)

.

.

.

نقاش نیستم ، ولی دلم برایت پر می کشد !

.

.

.

دوتا جمله خفن دارم نه حسین پناهی گردن میگیره نه دکتر شریعتی

موندم چیکارش بکنم !

.

.

.

یه ضرب المثل چینی است میگه:

تا ایران هست بازیافت چرا؟!؟

.

.

.

دقت کردین !؟

احتمال اینکه جهتی که یو اس بی رو تو بار اول وصل میکنی درست باشه یک در میلیونه !

.

.

.

ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم اما پدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!

.

.

.

بعضیا تو زندگیت نقش دیوارو بازی میکنن

نه دوست داری خرابشون کنی ؛ نه میتونی بهشون تکیه بدی … !!!

.

.

.

بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست

غم دل با که توان گفت که دلداری نیست

رو مداوای خود کن ای دل از جای دگر

کندر این شهر طبیب دل بیماری نیست . . .

.

.

.

وقتی‌ عمق یک ارتباط رو نمیتونی‌ تخمین بزنی

‌ شیرجه زدن…

اصلا کار عاقلانه‌ای نیست!

.

.

.

مرگ حقه !


تنها حقی هست که اگر نگیری هم بهت میدن !

.

.

.

رئیس جیست!؟ :

فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید

و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است …!

.

.

.

به یک نفر مسلط به زبان آدمیزاد برای رفع پاره ای دلتنگیها نیازمندیم !

.

.

.

نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد !

امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی !

.

.

.

چشم هایم را به بیمارستان می برم.. نمی دانم چه مرگشان شده!

هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند…!

.

.

.

طلا باش…

تا اگه روزگار آب ات کرد,

روز به روز طرح های زیباتری از تو ساخته شود

سنگ نباش…

تا اگر زمانه خرد ات کرد,

تیپا خوردهء هر بی سر و پایی بشوی..!!!

.

.

.

شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر.

شخصیت من چیزیه که من هستم،

اما برخورد من بستگی داره به اینکه ” تو ” کی باشی…

.

.

.

زنی که سرو صدا داره یعنی دوستت داره

از زنی که ساکت شده بترس

یعنی پایان .

.

.

.

از این طرح هزاران لبخند که هیچی به ما نرسید.

حالااگه یه طرح هزاران فحش بذاره

من یه نفری همه رو برنده میشم !

.

.

.

تو گذشته میگفتن پزشک محرمه..

کم کم عکاس و فیلم بردار هم محرم شدن

ادامه نوشته

پيامك هاي خواندني  - پَ نَ پَ...

عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی


بدترین و عذاب آور ترین دیالوگ عید دیدنی:
مهمونا در حال رفتن هستن و یــــــــــــــــهو
بابام: حالا شام میموندین یه چیزی دور هم میزدیم :)
مهمون: نه دیگه زحمت نمیدیم ولی حالا که شما میگی بـــــــــــــاشه
 



ادامه نوشته

تا حالا دقت کردین که؟!

تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری همه ی چراغا سبزن و راهها خلوت وقتی دیرت شده همه ی چراغا قرمزند و راهها بسته؟

.

.

.

ادامه مطلب

ادامه نوشته

.:: ریاضی نامه (بخوانید مصیبت نامه !!!) ::.


چشم خود را به در محفظه ای دوخته ام

که کلاس اش نام است

که شود داخل از آن در استاد

اوستایی که بود معدن علم سرشار

همه ساکت بودیم

چشم ها دوخته بودیم به اوراق سپید

که بود پاکتر از قلب کبوتر هایی

که به فواره هوش بشری مینگرند!!

برگه هامان همه یا بود سپید

یا اگر روی ورق نقشی بود نمره ای نیک نداشت

گاه گاهی نگهی میکردیم دیدگان هم را

و از آنجا که در انظار کسی حال نبود

باز مشغول سوالات هچلهفت و تهی میگشتیم

ناگهان باز شدش درب کلاس

و نگاه همه بردوخته بر درب كلاس

حدسم از آب درست آمد در

خود معبودي بود

با همان شال به گردن بسته

اخگري بود كه در ظلمت اذهان همه

بدرخشيد و اميدي در كرد

همه در همهمه و جنبش و جوش

كه سوالي دارم يا استاد

بل بشويي شده بود

وقت و هنگام تقلب شده بود

سخت بود لكن ازين فاصله با شخص جلو

و مراقب چو هيولاي خبيث

همه را ميپاييد

من و خودكارمو و اوراق سپيد

و هماني كه در اين نزديكي است

نام او معبودي است

خاطراتي كه سر درس به ما ها ميگفت

كه هزارش نمي ارزيد به يك غاز مشنگ

همه در ذهنم و انديشه من جريان داشت

فكر و انديشه خود را متمركز كردم

تا كه وامانده خر خويش كه تا گردن خويش

رفته بود اندر گل

وا رهانم به هزاران مشكل

خواندمش يا استاد

من سوالي دارم

گام ها بر ميداشت تا به نزدم برسيد

گفتمش اين چه سواليست كه دادي جانم ؟ راه حلش چون است؟

گفت Y يه طرف بايد برد

ملتفت هيچ نگشتم و مجدد گفتم :

جان من رحمي كن

من لب مرز فتادن هستم

يك كمي بيشتر از اين بنما راهنمايي استاد

زهر خندي بزد و خود به نفهميدن زد

و سر راه خودش را بگرفتيده برفت

من و اوراق و قلم ، بهت زده وامانده

رمقي نيست در اين پيكر باقيمانده

نظرم جلب به آنسو گرديد

چهره اي ديدم و او ديد مرا

آرمان سادات منصوري بود

سر خود ميجنباند

زير لب چيزي گفت : ....يديم

راست ميگفت راست ميگفت ميدانم

برگه ام بارگه سرد خيالات تهي است

آن خيالي كه پريشب ميگفت

رياضي نیز شود پاس غم و غصه چرا

ما كه بوديم كه اينگونه شديم

ما كه باهم سال قبل اين موقع

مثل ... ميخوانديم

در رياضي فزرتي چو ملخ درمانديم

صوت بي وقت مراقب چون تيغ

پاره ميكرد ز هم رشته افكارم را

"وقت باقيمانده : ده ديقه"

من و انديشه ي ترم بعدي

كه اگر پاس شود واحد هاي الآن

خوب خوانم ز همان اول ترم

و كنم نيك مرتب اوضاع

باز هم صوت مراقب آمد

برگه هاتان بالا وقت تمام...

قايقي خواهم ساخت خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از اين دانشگاه

كه در آن هيچ كسي نيست كه در وقت نياز

كندت ياري و امداد و نجات

همچنان خواهم راند

نه به دانشگاه دل خواهم بست

نه به استاداني كه سر از درس نمي آرند در

پشت درياها دانشكده ايست

كه در آن پنجره ها رو به تفرج باز است

و استاتيد همه ميخندند

و كسي دغدغه ي نمره ندارد هرگز

دست هر دانشجو شاخه معرفتي است

كه بخوانيم ز بهر دانش ، نمره چه است؟

كه در آن بيست و دو واحد رو به زور

داخل پاچه ي ترم اولي بنده خدا

كه شده تازه ز كنكور جدا

نچپانند و نخواهند كه در ترم نخست

پاس گردد همه واحد ها

با معدل بالا

.

.

.

ادامه نوشته

پسرا بخوانند


اگر در خواب شتری در حال میل نمودن پنبه دانه دیدید ، تعبیرش اینست که آنچه از دوست دختران طمع دارید ، عایدتان نخواهد شد و شما دارید تیغ زده می شوید !

چنانچه در خواب یا در واقعیت کف دستتان خارید ، اگر دست راست باشد ، بزودی دوست دخترتان از شما کارت شارژ طلب خواهد کرد و اگر دست چپ باشد ، بزودی بابایتان به شما پول خواهد داد که آن را در راه مقدس و شریف دوست دخترتان صرف خواهید کرد!


لنگه کفش دیدن در خواب ، لطف خداوند منان را نشان می دهد که شامل حالتان شده و میخواهد به شما حالی کند که بزودی تولد " دوست دخترتان" است . نکند یادتان برود !دیدن ملاقه نیز همچین پیامی را دارد البته تفاوتش با لنگه کفش در این است که ملاقه ، تولد "زنتان" را ، یادآوری می کند !

اگر خواب دیدید دوست دخترتان آمده دارد خانه تان را جارو می کند ، در واقع دارد جیبتان را جارو می کند!

چنانچه در خواب خود را در حال کوبیدن آب در هاون دیدید ، نشانه آن است که تلاش های بی وقفه شما برای فرستادن زنتان به سفر تفریحی ناکام خواهد ماند و بهتر است جای دیگری دست و پا کنید برای بودن با دوست دخترتان !

دیدن وقوع زلزله در خواب ، نشانه اینست که وقتی شما خواب تشریف داشتید ، دوست دخترتان زنگ زده به گوشیتان و زنتان گوشی را برداشته و فهمیده چه خبر است . پس بزودی مجلس ختمی برای شادی روح شما برگزار خواهد شد (روحتان شاد و یادتان گرامی باد !)

زهجر روی تو این دل کبابه / تو ختمت میخوریم کیک و نوشابه !(این را هم واسه سنگ مزارتان از خودم درو کردم ، خوب بید؟)

دیدن موش ، نشانگر آن است که بزودی خانه تان توسط زنتان روی سرتان خراب خواهد شد . همچنین دیدن هر گونه جاندار از رده ی جوندگان ، نشانه جویده شدن قریب الوقوع خرخره ی شما توسط زنتان می باشد !

دیدن اقامه ی " نماز وحشت" در خواب به این معناست که زنتان به مادرش گفته که شما زیر سرتان بلند شده و به زودی چشمتان به جمال مادر زنتان منور خواهد شد !

چنانچه در خواب مزرعه تان را ملخ زده دیدید ، بزودی جمعی از اقوام زنتان که تعدادشان از 15 نفر کمتر نمی شود ، می آیند خانه تان و 17 شب و 18 روز در خانه تان اتراق می کنند و زنتان با احترام ، لیست شانصد سانتیمتری خرید را ، دو دستی تقدیم شما می نماید !

اگر بانکی که در آن حساب دارید ، در خواب ، آتش گرفته ببینید ، بزودی زنتان ، تصمیم خواهد گرفت که دماغ و چانه خود را عمل کند ، شکم خود را با لیپوساکشن کوچک کند ، ابروهایش را با لیفتینگ ، بالا بکشد و موهایش را هایلایت کند

دیدن هر گونه حبوبات اعم از نخود ، لوبیا ، ماش ،عدس سبز ، در خواب ، نشانه این است که زنتان برایتان آشی پخته است با یک وجب و چهار انگشت روغن اعلا!

اگر خود را در حال غرق شدن دیدید ،بزودی ورشکست خواهید شد و زن و دوست دخترتان ، هر دو شما را ترک خواهند کرد .(آخر ، دیگر شما را می خواهند چکار؟)

اگر در خواب دیدید که کور شده اید ، نشانگر وقوع اتفاقاتی است که دارد دور از چشم شما توسط زنتان ،رخ می دهد و شما خبر ندارید(چطور شما شانصد تا دوست دختر دارید هیچکی به شما هیشکی هیچی به شما نمیگوید ؟ حالا که نوبت زنتان شد، رگ غیرتتان شد این هوا؟ بیشین بینیم !)

ادامه نوشته

چگونه یک ازدواج دانشجویی موفق داشته باشیم !؟ ( طنز)


ازدواج دانشجویی از سه کلمه‌ی ازدواج + دانشجو + یی تشکیل شده است!!

در لغت‌نامه این کلمات این گونه تفسیر شده است:
ازدواج= 2 تا شدن، قاطی مرغ‌ها رفتن، از دست رفتن! از پا افتادن! کاری است خوب که من آن را خیلی دوست می‌دارم!
دانشجو= نام چیزی است که این روز ها همه هستند! ، بلاتشبیه به تلفن همراه که همه دارند. انسان علاف از نوع با کلاسش را گویند!!
یی= چنین کلمه ای هنوز کشف نشده است !
اولین و آسان‌ترین راه برای ازدواج دانشجویی مایه‌دار بودن است. اگر خودتان مایه‌دار نیستید لااقل سعی کنید پدرتان مایه‌دار باشد . اصولا اگر مایه دارید دیگر لازم نیست ادامه این مطلب را بخوانید . پاشید برید ازدواج دانشجووییتوونو بکنید! در این موارد بهتر است اول مزدوج شده و سپس دانشجوو شوید تا مدرکی که می خواهید بگیرید (بخرید!) مطابق میل دوشیزه عروس خانم باشد !!

اگر هم مایه دار نیستید خب چه کارتون کنم بشینید صبح تا شب درس بخونید تا کنکور قبول شده و نمونه یک انسان موفق شوید تا به شما هم بگویند چه پیامی برای هم سن و سال های خودت داری!!؟

برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر است سعی کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید تا وقت بیشتری برای انجام این کار های فوق برنامه !! و غیر درسی داشته باشید !!
قبولی در دانشگاه شریف به هیچ عنوان توصیه نمی شود !قبولی در این دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس شما را به یک جوان ناکام تبدیل خواهد نمود!
بله همکارانم به من اشاره می کنند لحظاتی قبل کلنگ احداث شش تا دانشگاه آزاد دیگر به زمین زده شد تا شما جوانان عزیز راحت تر ازدواج دانشجویی نموده و مدارج علمی را ترقی نمایید!! (تو همین فاصله شد دوازده تا !!)
سعی کنید در انتخاب رشته به رشته هایی علاقمند باشید که بیشتر ظرفیت آن را جنس مخالفتان تشکیل می دهند!(مثلا" نسبت 59 به یک از ضریب اطمینان بالایی برخوردار است!!) در غیر این صورت نگران نباشید انواع و اقسام انجمن ها ی علمی و کانون هاو تشکل هاو هلال احمر و گروه سرود ! و ... شما را به سر منزل مقصودتان می رساند!
اگر دخترید سعی کنید جزوه های درسی تان را خوش خط و خوانا بنویسید ! ا
گر هم پسرید که اصلا" لازم نیست جزوه بنویسید ! چون همان طور که می دانید خوبیت ندارد یک دختر از یک پسر جزوه بگیرد !! مردم چی می گن؟ مثل خواستگاری دختر از پسر که عرف نیست !!

نکته مهم : خدا پدر و مادر گوتنبرگ را قرین رحمت نماید!!
اصلا"از ایجاد آشنایی نترسید و همیشه سعی کنید برای شروع آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید. خجالت نکشید ، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید.
پسر:سلام خانم ! ببخشید می شه با من از دواج کنید!
بووووووووووووووومب!!
کات آقا ! کات ! پسره ی اوشکول من گفتم ایجاد آشنایی! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!!

خب می گفتیم...

بلوتوث خود را همیشه در محیط کلاس روشن بگذارید!
سر جلسه امتحان از هرگونه کمک فکری به غیر هم جنسان خود دریغ نکنید ! البته به شرطی که نیتتان خیر باشد در غیر این صورت بنده هیچ مسئولیتی را به عهده نمی گیرم.

فراموش نکنید نشستن در راهرو های دانشگاه آن هم به سبک سنتی ، به شما انگیزه های زیادی برای ازدواج های!! دانشجویی خواهد داد !
به هر حال اگر از آن دسته از دانشجو هایی هستید که ازدواج دانشجویی کرده اید ، بهتون تسلیت می گم ! اگر هم هنووز مجردید برید ازدواج دانشجویی کنید دیر می شه ها !!

ادامه نوشته

تصویبات جدید ازدواج


راستش ما دیدیم مجلس خیلی وقت است دارد با دو واژه «ازدواج مجدد» و «ازدواج موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت از خانواده هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواج خشک و خالی را در برمی گیرد، تازه همان دو تا را هم مدت هاست زورش نمی رسد تصویب کند


انواع ازدواج های پیشنهادی:
* ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.
* ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.
* ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.
* ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.
* ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.
* ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.
* ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.
* ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.
* ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.
* ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟


از بچگی همه ما این را شنیده ایم که حقوق زنها پایمال میشود.

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟
از کودکی شروع میکنیم :

در کودکی:
پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟

روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند


هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند


روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :
پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟

در ۱۸ سالگی :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .

در دانشگاه : پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند

در هنگام نمره گرفتن : پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.

در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند.
دخترها میگویند : مرسی!

در مخ زدن : پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.

هنگام خواستگاری : پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند

هنگام ازدواج : پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبرشون تهیه کنند
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد

هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.

کار کردن : پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فخرالزمان بحث و تحلیل علمی داشته باشند ….

جدیدترین راه های موفقیت از نوع خرکی!!!


ادامه مطلب...

ادامه نوشته