کتاب های مدیریتی
یه داستان کاملا واقعی
نظرتون در مورد این عکس چیه؟؟؟؟؟؟؟

به نظر ما(ايراني ها)، آدمها دو دسته هستند:
یا بی پول ترن که بهشون میگم گشنه گدا و ...
یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم خرحمال و ...
یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم تنبل و ...
یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم کله خر و ...
یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو و ...
یا از من هوشیارترن که بهشون میگم پرافاده و ...
یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو و ...
یا از من شجاع ترن که بهشون میگم بی کله و ...
یا از من محتاط ترن که بهشون میگم بی عرضه و ...
یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم ولخرج و ...
یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم خسيس و ...
یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ و ...
یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی و ...
یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم بوقلمون صفت و ...
یا رو راست ترن که بهشون میگم احمق ...
کلا معیار همه چیز من هستم و نه حقیقیت
مهران مدیری / سکانس آخر مرد هزار چهره
حالت چشم های دانشجویان!!!
(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
موقع امتحان :
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)
وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری :
( ↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
وقتی که نمره ها رو میزنن :
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)
جملاتي که ايروني بودنو ثابت مي کنه
اگر خارج از ايران با جملاتي اين چنيني برخورد کرديد، بدونيد طرف مقابل ايرونيه….
He looks at me Left Left!
چپ چپ نگاه ميکنه!
I die for your height and top!
قربونه قد وبالات!
Ate my head!
سرمو خورد!
He has grown a tail!
دم در آورده!
On my eyes!
به روي چشمم!
Light up my homework!
تکليف منو روشن کن!
Don’t hit yourself into left Ali Street!
خودت رو به کوچه علي چپ نزن!
To my death?!
مرگ من؟!
I ate the ground and my father came out!
خوردم زمين، پدرم در اومد!
Take away the person that washes your dead body!
مرده شورتو رو ببرن!
Pull your carpet out of the water!
گليمتو رو از آب بکش!
I’ll hit you so hard that electricity will pop out of your eyes!
انقدر سفت بزنمت که برق از چشمات بپره!
His/Her donkey passed over the bridge!
خرش از پل گذشته!
What kind of dirt should I put on my head?!
چه خاکي به سرم بريزم؟!
The neighbor’s chicken is a goose!
مرغ همسايه غازه!
Happiness has been hitting you under the belly!
خوشي زده زير دلت!
Don’t drop worms!
کرم نريز
مرد مقدس
شيطاني به شيطان ديگر گفت: آن مرد مقدس متواضع رانگاه کن که در جاده راه مي رود.
دراين فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختيار بگيرم
رفيقش گفت: به حرفت گوش نمي دهد...تنها به چيزهاي مقدس مي انديشد
اما شيطان ديگر، بدون توجه به اين حرف خود را به شکل ملک مقرب جبرئيل دراورد و در برابر مرد ظاهر شد.گفت: آمده ام به تو کمک کنم.
مرد مقدس گفت: بايد من را با شخص ديگري اشتباه گرفته باشي... من در زندگي ام کاري نکرده ام که سزاوار توجه يک فرشته باشم.
و به راه خود ادامه داد، بي آنکه هرگز بداند از چه چيزي گريخته است....
کارهايي که ميشه تو آسانسور انجام داد ...
1- وقتي در آسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه.
2- وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه همه طبقات رو بزنين...مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن .
3- يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن .
4- رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين...اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن .
5- يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت... بعدش چترتون رو باز کنين.
6- از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين.
7- توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين.
8- در کيفتون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟
9- هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جنا ب تيمسار صدا کنه .
10- هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين .
11- به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..اوه تو که يکي از اون هايي...بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين .
12- يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين.
13- هر طبقه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست ...خدا بيامرزتت .
14- يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين .
البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به تيمارستان از ما به دل نگيرين !!!!
فلسفه بافي ها براي در چاه افتاده !!!
روزي مردي داخل چاهي افتاد و بسيار دردش آمد
پيدا کند
جملات زیبا و خواندنی به زبان انگلیسی
|
یک دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد
life is a road and you are its passengers so , be careful about the value of your times , maybe you wont be in the road tomorrow
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم
Live in such a way that those who know you but
don't know God will come to know God because they know you چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند
wait for the one who is constantly reminding you how he cares a bout you & how much lucky he's to HAVE YOU
در انتظار کسی باش که بی وقفه به یاد تو بیاورد که تا چه اندازه برایش مهم هستی و نگران توست و چقدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد |
پ نه پ های تصویری



داستان خنده دار میمون ها و کلاه فروش
کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت، تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند؛ لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد، تعدادی میمون را دید که کلاه را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد؟!؟! در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد و میمونها هم کلاهها را به طرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که نوه از همان جنگل میگذشت ، در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
دانشجوی شاعر
اهل دانشگاهم
رشته ام الافیست
جیبهایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.
اهل دانشگاهم
قبلهام استاد است
جانمازم نمره!
خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست
من نمیدانم که چرا میگویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
"چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید"
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!
کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بیکاری هر شرکت بی پیکر را
پر بکنیم!
عکس یادگاری
عکس یادگاری بچه های مدیریت بازرگانی ارومیه در تاریخ یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ در فضای سبز شهر چایی
یادش بخیر


بقیه عکس ها در ادامه مطلب

سلام